ره عشق

هنوز پای کوه هستم و تا بالای کوه و رسدن به قله ان

راه زیادی مانده است

نمی دانم می توانم یا نه ولی می دانم که باید بروم

حالا از هر طریقی که ممکن باشه

چشمهایم را می بندم و خدا را کمک می گیرم

و اغاز می کنم ره را

حالا نزدیک ظهر است و بیشتر راه را رفته ام

از رفتن دیگر نمی ترسم شور رو حرات در وجودم

ریشه کرده و بر سرعتم می افزاید

تا کم کم به پای قله می رسم

و ان جاست که سیمرغ عشق خندان مرا صدا می زند

و من به سوی او می روم اری شرط اول پیمودن راه

است من فریادی از شادی می کشم و چه زیباست

ثمره تلاشم و چقدر دوست دارم مرغ خوش خوان

خودم را با او به پایین می ایم و در ره نغمه های 

عاشقی می خوانیم دیگر همه ترسها و اشفتگی ها

تمام شده و حالا احساس کامل شدن می کنم

و همه خلا وجودم پر شده است

تو را دوست دارم چون شیرین تر از جانی

بهترین خوابی

زیباترین رویا

/ 33 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد

سلام مطلب زيبائی بود با چند اشتباه اول اينکه اولين قدم اراده و خواستن برای رفتن است و قدم دوم « مسير رفتن » است و اينکه گفته ايد « حالا از هر طريقی که ممکن باشد » درست نيست گاهی بعضی افراد رفته اند ولی چون مسيرشان درست نبوده گمراه شده اند . و ضمناْ آن هدف که شما برايش تلاش نموده ايد رويا و خواب نيست . حقيقت است . اگر درست انتخاب کرده باشيد . موفق باشيد .

اشک

با سلام خدمت شما خانم هما خانم وبلاگتون خوبه با اجازه تون لينکتون کردم متعاقبش انتظار لينک کردن وبلاگم از طرف شما را دارم کــــجایی ؟؟؟ امروز هم آمد و رفت ای درمان درد من تو کجایی ؟ من آخر از عشق تو سوختم ای شاه خوبان تو کجایی ؟ ببین چگونه سوزانده آتش فراق تو قلــــــــــب مرا که هیچکس مرهم من نیست قربانت شوم تو کجایی ؟ باغ بــــــــــــــهشت خـدا را من چگونه آخر بگویم که در دوری تو مانند بند و زندان گشته پس تو کجایی ؟ من از روزی که چشـم جادوی تو را دیدم ای زیـبا دل سنگ خودم را به ناز تو حیران کردم پس تو کجایی ؟ مانند مــــــــــجنون من در عشق تو دیوانه شدم ای لـــیلای دوران تو اصلا نمی شنوی پس تو کجایی ؟ ای پادشاه زیبــــــــایان فراق و هـجران کافیست بیا کنارم یا مرا بکش ای جـــــانان من پس تو کجایی ؟

احمد

سلام دوست من از لطفتون ممنون من آپکردم ومنتظر............... غريبم و غريبانه زندگي مي كنم همه دوست و همراه اما غافل كه خنجر از پشت زنند غريبم ، غريبم نگاهشان فريبنده سخنانشان نيشدار در پشت نگاهشان يك دنيا كينه و دشمني اما ظاهري فريبنده غريبم ، غريبم در اين دنيا غريبم سخنم را نمي خوانند عشق و محبت صادقانه ام را به حساب حماقت مي گذارند انگار كه دشمن ندين ساله هستم غريبم ، غريبم و غم غريبانه ام را با خود به گور خواهم برد غريبن ، غريبم

سيد جواد

سلام پيوست مطلب زيباتون: مبارزه هر قدر صعب، صعود را ادامه بده شايد قله تنها در قدمی تو باشد. ممنون از اينکه به وبلاگ خودتون سر زديد در پناه حق موفق باشيد.

ايمان محتشمی زاده

سلام. سلامتی شما را از خداوند مهربان خواهانم .خواستم اگر امکان دارد وبلاگ هايمان را با همديگر لينک کرده تابتوانيم فرهنگ واقعی اسلام را بهتر نشر دهيم اسلام ناب نه آن اسلامی که مرز ميان آن با کفر ريش دراز گذاشتن و روسری پوشيدن تا دماغ باشد . ممنون.

کیوان

من عاشق مطالبت شدم دوست دارم اشعارت را در روزنامه خودم چاپ کنم با من در ارتباط باش - ایمیلم را برات گذاشتم

حسين

سلام ممنون که وبلاگ من نظر دادين راستی اکه از وبلاگ من خوشتون اومده باشه برای تبادل لينک هم آمادم

vahid

salam matalebet kheyli kheyli khobeh be man ham sar bezan age momkeneh