يه رويای شيرين

34hdgko.jpg

دیگه داشتم از تعجب میمردم

سوار ماشینی بودم که خودش می رفت و من هیچ کنترلی بر

حرکت ان نداشتم

هر چه پدال گاز و ترمز را با پا امتحان می کردم فایده ای نداشت

اختیاری در دست من نبود

چهارراه اولی . دومی  . سومی....دیگه تحمل تمام شده با تمام

قوای صوتی خودم فریاد زدم :چه خبر شده ؟

چرا همه چیز وارونه شده؟

اخه یکی جواب منو بده؟

همین جور که ترس همه وجودم را احاطه کرده بود

نجوایی دلنشین رو شنیدم که خطاب به من می گفت:

ما با هم داریم می ریم

تا به ان چه تو در دل ارزو داری برسیم

دل تو چشم انتظار زیبایی و دوستی و عشق است

ما هم به همان جا می رویم و می خواهیم برای

دمی یا لحظه ای شادی رو در وجودت ببینیم

و تو از شیشه ماشین می تونی گذر عمر را ببینی

در این زمان بود که ارام  اسوده به صندلی تکیه دادم

و با بستن چشمهایم زیر لب گفتم پس برو..............

           اره من دوست دارم یه عالمه

           حتی یه عالمه هم خیلی کمه

شاد باشید و باعث شادی دیگرات هم شوید

/ 63 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر مشرقي

خواستم لينک تون کنم، گفتم بيام اول از خودتون بپرسم. منتظر جوابتون هستم.

سيدخان

سلام خوبي ببخشيد كه دير اومدم ....... .... سال خوبی در پیش داشته باشی.. . خیلی زیبا نوشتی... .. غنچه خنديد ولی باغ به اين خنده گريست غنچه آنروز ندانست که اين گريه ز چيست!!! باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبديل گريه ی باغ فزون تر شد و چون ابر گريست باغبان آمد و يک يک همه ی گلها را چيد باغ عريان شد و ديدند که از گل خالی ست باغ پرسيد چه سودی بری از چيدن گل؟!! گفت: پژمردگی اش را نتوانم نگريست من اگر از روی هر شاخه نچينم گل را چه به گلزار و چه گلدان، دگر عمرش فانی ست همه محکوم به مرگند، چه انسان، چه گياه اين چنين است همه کاره جهان تا باقی ست!!! گريه ی باغ از آن بود که او ميدانست غنچه گر گل بشود هستی او گردد نيست!!! رسم تقدير چنين است و چنين خواهد بود ميرود عمر، ولی خنده به لب بايد زيست!!! ....... منتظرم .....

سيد

سلام همای گرامی دير شد .. ببخشيد دستو قلمتان توانمندتر زيبا بود .. حس اميد به ادم دست می دهد از شما هم خبری نيست مدتی

حس اول

سلام مريم عزيز هردم از عمر می رود نفسی... سلام سال نو پساپس مبارک شرمنده که زودتر نتوانستم خدمت برسم علت هم البته دارم اينکه پس از ماهها انتظار پسرم به دنيا امد بيا ببينش وبا غزلی دهانت را شيرين کن يا حق

احمد

سلام مریم خانم خوب هستین؟ خوش میگذره وبلاگ شمارو کامل خوندم کارتون حرف نداره مخصوصا قسمت خاطرات ادامه بدین مارو فراموش نکنید بای

مريم(تنها)

سلاااااااااااام آپم خوشحال ميشم بيای موفق باشی يا علی

محمدعلي(ايران اسلام)

سلام شما هنوز سوار این ماشینه هستید؟؟ راستی این ستون سمت راست چیه؟ متوجه نشدم. مشکل از قالب شماست یا... به روزم اين مطلب عنوان ندارد!

دادا

خداايا مرا بخاطر شكايتهايم ببخش.و زماني كه نا شكري كردم به آرامي به من ياد آوري كن از تو بخاطر آنچه برايم مقدر كردي متشكرم.

پشت دیوارهای شهر

آقا جون؛ اگر که شرم ظهورت حضور پست من است... دعا نما که بمیرم چرا نمی آیی؟؟؟؟؟ ============== ممنون سر زدید و ....خسته نباشید