ارابه ای سازم از چوب صنوبر ها

ارابه چوبینم همرنگ رخ زارم

بر ببندم من اسبان زیبا رو

بر پیکر او بندم چرخ های فولادی

ارابه من بارش یک خمره پر از عشق است

لب پر شده بارش ارام ببر راهبر

ایا کسی هستش ارابه من راند

تا هم چو پیک عشق پیغام برد بر عشق

من راهنما خواهم؟

ای وای خدای من ارابه من رفته ست

گیرید عنان ان تا بیراهم نپیماید

در دره ای بی پایان افتاد ست بی راکب

حالا بگو با من این ره به چه پویم من

مریم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/۸/۱٦ ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()
 
business article
powered by persianblog - designing & supporting tools by webgozar