دوباره از راه رسید پنج شنبه دیگر

من هنوز امیدوارم از سمت خورشید بیاید

هنوز دم دمای غروب چشم هایم پر از اشک است

و او را صدا می کنم

اخر این حس غریب غربت اقای ما تا کی

مگر شیعه راه به کجا دارد به شما

جان عالم پرده غیبت را باز کن  بیا

بدان کسانی هم هستند که مشتاق دیدارتن

بدان اگر باز هم نیای ما چشم به راهت هستیم

ای گل گلستان طاها

ای گل خوشبو زهرا

برای امدنت دعا می کنیم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٥ ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()
 
business article
powered by persianblog - designing & supporting tools by webgozar