سلام

چقدر خوشحالم که دوباره از راه ماه پر فیض و برکت

رمضان می اید.

این ماه همی لحظه هایش رحمت و امید است.

من از امدنش شاد و از رفتنش غمگین می شوم

.............................

چند وقت پیش که توی این بی برقی با بچه هام رفته بودیم

بیرون کنار یه منطقه سر سبز روی یه تکیه کاغذ

این کلمات رو نوشتم .

دل من بی تاب است

همانند دریا پر از اشوب است

و در حالت پر ترس و عطش

غرق در امید است

که صدایی می اید

در همین دور رو برا

پشت تک درخت بید بلند

دارکوبی با تندی نوک خود را

  بر تنه خشک درخت می کوبد

و در این غوغای بد صدا ست

که دوباره سکوت چون تیری

پر زهر بر وجودم می نشیند

دوست دارم  فریاد زنم  بس است

بلند می شوم  نگاهم را  

به ان سوی درخت می نمایم

چقدر زیباست

جای کوبه های نوک ان نجار

دارکوب غمین

نقش روح بخشی شده

اری نقش قلبی عاشق

قلبی تنها

نزدیکتر می رم

خوب می بینم

همان تیری که بر جان من بنشست

بعد از گذر از قلب من

روی نقشینه بسته شده 

روی  درخت بنشسته

مریم

 

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٧/٦/۳ ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()
 
business article
powered by persianblog - designing & supporting tools by webgozar