میلاد زاده کعبه مولای شیعیان مبارک

اول سلام

بعدشم هر کی میاد نظر لطفش رو می رسونه

و روح بزرگوارش رو نشون می ده

دردهای بی دوا      گریه های بی صدا

خنده های بی مزه    چرخش گنبد سبز

پای ان گلدسته     بی سر است کبوتری

و دو چشم تر من    در غمش بارانیست

نسخه ام پیچیده است   کوله بارم بسته است

و کنار باغچه عمر اندکی ریحان است

باز هم بوی بهشت    باز هم خنده گل

و مرا که به انتها رسیده ام

با گامهای بی رمق  به سوی خویش می خواند

مریم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٦/٤/۱٩ ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام

رسیدن این روز زیبا و دوست داشتنی رو به همه شما ها تبریک می گم

آنهایی که هنوز یادشون نرفته ضعفهای کودکی و پرستاری های مادر خوب

خودشون رو .

ای رفیق بی کلک ای تیکه گاه بعد از خدا

بوسه بر دستهایت می زنم با افتخار

خادم درگاه پر مهرتم ای مادرم

ای تو تنها مظهر مهر حقیقی دوست می دارم تو را

ای همیشه چشم انتظارم دوست می دارم تو را

رنجها بردی در شباب عمر

تا نهالت طی کند دوران کودکی

من خجل از این همه رنج توام

مادرم ای سکوی بلند زندگی

در هوا من را بگیر زیرا که طغیان می کنم

من هنوز محتاج مهر توام ای مادرم

ای اقیانوس و خورشید فروزان بر

وجود ضعیفم بتاب و مرا باز در یاب

باز باشد درهای فردوس برین  بر روی تو

دست مرا هم بگیر تا با تو بیایم در بهشت

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٦/٤/۱٢ ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

عشق من از وجود من است زيبا و پر مهر است

سلام به همه شما خوبان

تو برام ستاره شو من برات ماه می شم

تو  برام امید بشو من برات مهر می شم

تو برام یه تکیه گاه بشو من برات جون می دم

تو منو صدا بزن من برات منعکس می شم

تو منو پیدا کن من برات میمیرم

تو ببین تو لحظه ها تشنه دیدار توام

این یعنی که تا چه حد دوست دارم

تو ببین همی شادمانی وجودمی

تو همون خنده جاودانه ای

من می خوام لمس کنم عشق تو رو

از بحر مهر شکار کنم عشق تو رو

تورو با خود ببرم به کلبه ام

بهت بگم عمری دربه در وصل توام

اما خوب می دونم تموم می شه تنهایی

دوباره تو همین تاریکی ها  سپیده دم پیدا می شه

...

نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٦/٤/۳ ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()
 
business article
powered by persianblog - designing & supporting tools by webgozar