سلام

امسال خیلی کم سعادت بودم که نتوانستم

اول محرم وبلاگ را به روز نمایم.

برای واقعه ای که شیعه را ۱۴ قرن است عزادار نموده

و شیعه از این واقعه درس شجاعت و ایثار را می اموزد.

سالها تو خونه پدری افتخار پذیرایی از عزادارهای

حسینی رو داشتم و اصلا همیشه وقتی این مراسم به

این فصل می رسه اسمان از بارش دل نمی کنه

فقط گرمای لذت بخش همون گرمایی است که از چوبهای

زیر دیگهای نذری به وجود ادم می رسه هست

اندکی صبر دلم درگیر است

پیش رویم پل رفتن کمی مشکوک است

گور غم کم عمق است

چهره مرمر شمس چرا کم رنگ است

ای کمان دار به دادم تو برس

تیر اخر رو تو بزن بر جانش

تا که چشم شیطان کور شود

من دعایی گویم

هر دودست رحمت حق همراهت

بشتاب که در خیمه عشق

یار با دو چشم ترش منتظر است

و صدایی اید

اندکی صبر سحر نزدیک است

مریم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٦/۱٠/٢۳ ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام به همی شما که خوبید و خوبی رو دوست دارید

همی شما ها که وجودتون پر از حس ایثار شادی و شاد زیستن است.

این شب ها و روزها خیلی زیباست جشن ولایت

ولایت مولای غریب و تنهای شیعه

که به غربت و شجاعتش دشمنانش هم اعتراف داشتند.

یعنی شیعه چقدر مولای خودش رو دوست دارد

و به ایشان ارادت خالص دارد .

معلوم همی سلولهای وجود محبت مولای خودشون رو فریاد می زنند.

* * * * * * *‌ *‌ * * * * * * * * * *‌ * *

و هنوز هم بعد از سالها زیر درخت هلو من منتظرم

و هنوز هم در سینه  بسته خود یاد یار را دارم

و تو در باغ بغلی از فرط انتظار بی حالی

و ثمره باغ من و تو را با چوب حراج می فروشند

و ما فقط ناظر این ظلم می باشیم

تا کی غفلت و سستی؟

و چرا غافلیم از فاصله اندک خود

اری درست است فاصله فقط دیوار یک باغ است

که هر دو به ان تنه داده ایم

 بر روی زمین خسته و بی حال نشسته ایم

و در دل ارزوی یکدیگر را داریم

و نمی دانیم که باید خودمان بر خیزیم

 از دیوار بالا برویم

و روی چینه ان بنشینیم تا مال هم بشویم

تا پایان دهیم غربت وتنهایی زندگی خویش را

مریم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٦/۱٠/٢ ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()
 
business article
powered by persianblog - designing & supporting tools by webgozar