بیا ای خوش زبان من بیا و بر ترکهای قلب بیمارم مرهمی باش

تا بتوانم باشم و بگویم دوستت دارم

بیا و اندکی تامل کن بر حرفهایم نمی خوام از کسی عشق رو گدایی

کنم نمی خوام از درد هام کسی نا راحت بشه فقط می خوام تو هم منو

درک کنی

همانطور که از میان صد ها ستاره اسمان پیدایت کردم و در میان

کهکشانی از ستاره صیدت نمودم می خواهم بدانی دوست دارم

ببینمت و در هوای صداقت و عاشقی تو زندگی کنم

و می خواهم این زورق شکسته وجودم با عشق و امید به بودن تو

از مرداب نیستی بیرون بیاورم تا به ساحل مهر و وفا برسد

توی بن بست عاشقی شبگردی هست که می خواد عاشق بمونه

بیا و این دقایق تلخ نبودنت را به پایان برسان ای تموم دلخوشی هام

مریم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٦/٢۳ ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام بر توی ای گل زیبای بوستان محمدی

تو که همه ما عاشقانه صدایت می کنیم و برای امدنت دست به

سوی اسمان می بریم و برای فرجت دعا می کنیم

مولای من تنها و غریبانه بر کدامین مرکب سوار هستی

ای مونس غمهای عاشقانت خوب می دانی چقدر دوستت دارن

و چقدر می خواهند که بیایی

ما همانند گل های افتابگردان هر سو که باشی سر می گردانیم و

همراهت می اییم

مهرت در دل داریم و با چشمان پر اشکمان از خدا می خواهیم که تو

بیایی

...

نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٦/۱٩ ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

هنوز پای کوه هستم و تا بالای کوه و رسدن به قله ان

راه زیادی مانده است

نمی دانم می توانم یا نه ولی می دانم که باید بروم

حالا از هر طریقی که ممکن باشه

چشمهایم را می بندم و خدا را کمک می گیرم

و اغاز می کنم ره را

حالا نزدیک ظهر است و بیشتر راه را رفته ام

از رفتن دیگر نمی ترسم شور رو حرات در وجودم

ریشه کرده و بر سرعتم می افزاید

تا کم کم به پای قله می رسم

و ان جاست که سیمرغ عشق خندان مرا صدا می زند

و من به سوی او می روم اری شرط اول پیمودن راه

است من فریادی از شادی می کشم و چه زیباست

ثمره تلاشم و چقدر دوست دارم مرغ خوش خوان

خودم را با او به پایین می ایم و در ره نغمه های 

عاشقی می خوانیم دیگر همه ترسها و اشفتگی ها

تمام شده و حالا احساس کامل شدن می کنم

و همه خلا وجودم پر شده است

تو را دوست دارم چون شیرین تر از جانی

بهترین خوابی

زیباترین رویا

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٦/۱۳ ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

حلول ماه زیبا و نورانی شعبان بر همگان مبارک

من تمام ایه های عاشقی را دوست دارم

من تو را در ایه ها پیدا نمودم دوست دارم

...

نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٦/٦ ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()
سلام تولد من اول شهریور بود بازم تولدم مبارک ...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٦/٢ ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

پای پیاده راه افتادم در کویری دور خیلی دور خشک گرم و سوزان

مثل این که همه تبعید یها ی دیار عشق را به این جا می اورند

تا حسابی تشنه وصال شوند

از دور سرابی زیبا را می بینم رخ چون ماه دلبرم بود بی اختیار

به سمیش دویدم ولی حیف تا نزدیک شدم فهمیدم سرابی بیش

نبوده وبس

ولی من نا امید نمی شوم و به همین لحظه ها و تصاویر مجازی

دل می دهم و ارام می شوم زیرا در سراب او را می بینم همان که

می خواهمش

ای تبعید گاه بی رحم من هر چه قدر می خواهی بدنم را بسوزان

جانم را عذاب بده و روحم را شکنجه کن من می دانم که عمرت به

سر می رسد و شیشه عمرت را سنگ صبور من می شکند

و من در ان زمان با دلی شاد و روحی ازاد به سوی میثاق قلبی

خود می روم و در اغوش پر مهر اوارام می گیرم

و این نعمت به خاطر تحمل زیاد من در شداید است و میوه و

نهال صبر من است که در ته جاده دل دادگی منتظرم است

مریم راستی امروز روز تولد من اول شهریور خیلی خوشحالم

الهی که قلب های همتون پر از شادی باشه

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٦/٢ ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()
 
business article
powered by persianblog - designing & supporting tools by webgozar