هم نفس با تو شوم اخر شبی

در هوای عاشقی اخر شبی

جان و دل را می دهم اخر شبی

می خورم جام شراب اخر شبی

دست در دست یار خود دهم اخر شبی

بوسه بر روی چو ماهش می زنم اخر شبی

در حضور مست او اخر شبی

دین و دنیا می دهم اخر شبی

این روز رو به همه تسلیت می گم

خاصه سادات

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٢٩ ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

من مهر محبوبی را در دل دارم که نمی توانم  بیان کنم

نمی توانم به تصور بکشم

و نمی توانم بگویم

به قدری مجذوب وجود پر مهر او هستم که نمی توانم دوریش را تحمل

کنم نمی دانم چرا؟

نمی دانم برای چه؟

ولی این را میدانم با شادی او شادم و با غمش غمگینم

ای که با که با مهر زدن بر همه چیز ورا ازار می دهی

قفل این سکوت را بشکن

بگذار از وجود اسمانیت بهرها ی ببرم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٢٥ ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام عزیزان

در بیت پنجم   تو یه واژه واسه دردام     است

ببخشید که اشتباه شده 

...

نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٢۳ ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

تو قشنگی واسه شعرام

تو عزیزی واسه جونم

تو یه گل تو باغ عشقی

تو یه هدیه واسه بودن

تو یه واسه واسه دردام

تو یه حادثه واسه رفتن

رفتن به دیار عاشقا

رفتن تا ته جاده عشق

رفتن به یه کلبه کوچیک

که بزرگ رمز عاشقی رو دار

       ممنون از همه شما

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٢۳ ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

بیرون کلبه تنهای عشقم کنار ساحل شنی روی تخته پارهای نشسته ام و به موجهای

دریا خیره شده ام

باورش سخت است زیر بار این موج های سنگین که به ساحل وجودم بر خورد می کند

فقط یک حس است که زنده می شود که ای عزیز و ای بهترینم دلتنگتم بیا

سنگینی این موج ها وجود م را خورد می کند زیرا هیچ نشانی از عزیز من نمی اورند

خودم را به موجها می رسانم همی ان فشار ها را تحمل می کنم ولی باز هم نشانه ای نیست

دریا نیز تهی شده است از پیا م های عاشقانه....سرود های شادمانه....صدفهای  پر ز مهر

پیش خود می گویم اخر دل به دریا عاشقها بزن برو با موجهای دل تنگی ببین انها کجا

می روند تو هم همان جا برو شاید طلسم دلت را بتوانی بشکنی

شاید بتوانی لحظه ای یا دمی حس کنی ان چه دلت پایبند اوست

ولی یک لحظه به طرف کلبه تنهای ام نگاه می کنم چقدر زیبا و مظلو مانه است چشمان پاک

کودکان با اغوشی باز به سوی کلبه تنها ییم می رم

ان جای جای است که فقط یک فانوس در ان روشن است و نیروی که ان را روشن و نورانی

نگه می دارد عشق و امید به خداست

مریم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٢٢ ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

تو همیشه خوب خوبی

با دل من مهربونی

من همیشه عاشق هستم

عاشق روی تو هستم

تو یه جام پر شرابی

برای شبای مستی

من همیشه تو رو می خوام

خون شده دلم خدایا

تو نسیم اشنای

که برام شادی می اری

تو یه گل تو خاطراتم

همیشه تازه می مونی

به خدا دوست دارم من

تا ابد چشم به راتم

...

نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/۱۸ ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام می خواستم رسیدن ماه رجب میلاد یگانه مرد عالم  را به همه تبریک بگم

عرشیان رقص کنا ن می گویند

که به عالم نور العین امده است

کعبه شاد است از مولود ش

که علی جان جهان امده است

این روز رو به همه تبریک می گم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/۱٦ ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

ای تو خواننده چشمای ترم

ای تو خواننده غمهای دلم

می دونی که ابرای غم اومدن

مدتی تو دشت زیبای دلم

با حضور مهربونت می تونی

پاک کنی این هم غم رو ز دلم

تو می تونی بخونی حرف دلم

می تونی باز کنی گره ز مشکلم

می تونی مژده بدی رفتن غمو

می تونی شاد کنی جان منو

مریم

...

نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/۱٥ ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

بودنت مثل نسیم سحریست

بودنت مثل بلبل عاشق تو گلاست

بودنت مثل ترنم میمونه بودنت مثل نم نم بارون میمونه

بودنت شوق یه لبخند رو لبهای منه

بودنت خونی دوباره توی رگهای منه

بودنت مثل ترانه مثل عشق

مثل اواز گلای عاشق

بودنت دیونه می کنه جان منو

پر پرواز می ده به جان من

من با اون پر تا پیش خدا می رم

تو رو از اینه دل می بینم

...

نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/۱۱ ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

خدایا شاپرک هایت کجایند

خدایا قاصدک هایت کجاید

خدایا اسمان دل غمین است

به باغ قاصدک هایت روم من

بگیرم دسته ای از انها را

یواش به گوششان اوای عاشقی خوانم

به انها بگو یم با باد و باران روند

پیام دل غمینم را به همه بگویند

شاید یکی همونی باشه که در دل منه

و بشنو اوای دل تنگی مرا

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٩ ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

من سکوت در عاشقی را دوست دارم

من سکوت در میان جمع را دوست دارم

من سکوت عشق خود را رو خط دوست دارم

من عزیزم را با سکوتش دوست دارم

در میان کوهای بلند

در میان ابشار های عظیم

در میان دشت های پر چمن

در میان همهمه در میان زمزمه

در میان خنده و غم

در میان اشک هام

سکوت عشق خودم را دوست دارم

او همیشه ساکت است

او همیشه ارام با وقار حرف های مرا گوش می کند

من تمام لحظه های بی کلام او را دوست دارم

مریم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٥ ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام بیاید ارزو کنیم همه دلها شاد باشن

بیاید ارزو کنیم همه درد هم رو بفهمند

بیاید ارزو کنیم هر کسی بتونه واسه خودش لااقل مفید باشه

بیاید ارزو کنیم به چشم دوست به هم نگاه کنیم

بیاید دلی پیدا کنیم که نور عشق و ایمان به همدیگر در ان تجلی داشته باشه

بیاید همدیگر رو دوست داشته باشیم

از کمک به دیگران و شاد بودن انها دوری نکنیم

بیاید عشق و مهربانی رو به همدیگر هدیه کنیم

و در اخر نمازمان برای ظهور امام زمان دعا کنیم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٥ ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

دوباره از راه رسید پنج شنبه دیگر

من هنوز امیدوارم از سمت خورشید بیاید

هنوز دم دمای غروب چشم هایم پر از اشک است

و او را صدا می کنم

اخر این حس غریب غربت اقای ما تا کی

مگر شیعه راه به کجا دارد به شما

جان عالم پرده غیبت را باز کن  بیا

بدان کسانی هم هستند که مشتاق دیدارتن

بدان اگر باز هم نیای ما چشم به راهت هستیم

ای گل گلستان طاها

ای گل خوشبو زهرا

برای امدنت دعا می کنیم

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٥ ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

مهربانی را ز پروانه بیاموز

همانی که تا دم مرگ مشتاق گل است

همانی که اگر پر پر شود گلبرگ هایش

خودش نیز جان در بر ندارد

بیاموز درس های عاشقی را

بخوان بر دفتر عشق یک دلی را

بیاموز عاشقی سخت است

بیاموز عشق زیبا کم است

خودت را در حضورش محو گردان

بزار باور کند بودنت را

بزار باور کند خواهان اوی

ترازو عاشقی یک کفه دارد

چرا که عاشق معشوق یکی اند

خدایا عشق من کی خواهد امد

ببیند چشم به راه اویم

تمام این وجود قربان رویش

...

نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/٥/٢ ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()
 
business article
powered by persianblog - designing & supporting tools by webgozar