...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/۳/۳۱ ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

باز هم يک زمزمه

باز هم يک همهمه

باز هم يک عاشقی

باز هم دل دادگی

باز هم تنها شدن

باز هم دنبال يار شدن

باز هم ديوانگی

باز هم بر در زدن

بر در اين دل زدن

باز هم بی حاصل بود

در زدن

باز هم بايد بريم

تا شايد يک بار يار بر دل ما نظر کند

 

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/۳/٢٩ ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام

ای سر سبز ترين بوستان در وجود بی حس و بی روحم

به من بگو با کامين نام صدايت کنم

تا مرا در يابی

تو می دانی چه می گويم

چرا می گويم

و چرا فقط سراغ تو می ايم

بوی گل های زيبای مريم و ياس را حس می کنم هر وقت صدايت می زنم

نظر لطف تو زيباترين هديه برای وجود خشک و ترک خورده من است

تو گل واژه عشق و محبتی مرا در ياب

و بدان عطر وجودت در روح و روان من حس زندگی و عشق را تزريق می کند

 

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/۳/٢٩ ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام بر ان که مرا هستی داد تا باشم و زيبايی ها را ببينم

اری همه ما بايد او را صدا کنيم

شايد صدا ما را هم بشنود

او مهربانی است که اگر کسرت گناه در وجودمان رياد است بايد محکم در خانه اش را بکوبيم

ای عزيز بنده نواز مرا نيز در ياب و بدان می دانم اگر دوباره عاشقم کردی

فقط نظر لطف توست تا هميشه شاکرت باشم و تو را سپاس گويم

تو نه سحر نه يه جادو نه سرابی می دونم

 

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/۳/٢۳ ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام ای خوبان و کسانی که مريم به همه شما ارادت دارد

از اينه چشم هايم

از بغض گلويم

از لرزش دستانم

از اشک های بی دليلم

يک جمله را به خوان( که دوستت دارم)

عشق من بشنو فرياد مرا

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/۳/٢۱ ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()

سلام به روی ماه همتون که خوبيد و خوبی را به دل ها هديه می کنيد بی هيچ چشم

داشتی بدون هيچ ازار روحی و جسمی

باز سپيده عشق شروع شده است و در شیپور نوای عاشقی می نوازد

زرنگ کسی است که دستانش در دست کسی باشد که او را می فهمد و درک می کند

حتی اگر در مسير دوری باشد وجودش بهاری را می اورد که قابل فراموشی نيست

برای او می گويد که به من عشق و زندگی را هديه کرده است

می گويم عزيز از ته دل دوستد دارم به عشقی به اندازه دل همه عاشقان چرا که از

دوريت در عذابی عظيم به سر می برم

از اينه چشما هايم

از بغض گلويم

از لرزش دستانم

از اشک های بی دليلم

يک جمله را بخوان(که تو را دوست دارم)

 

...
نوشته شده توسط مریم مولایی در ۱۳۸٥/۳/۳ ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ | لینک ثابت | پيام هاي ديگران()
 
business article
powered by persianblog - designing & supporting tools by webgozar